/ 5 نظر / 4 بازدید
آوا

دانش آموزان محترم! لطفا با انگشتان خود چشم و گوش هایتان را ببندید ، مبادا با خواندن این مطلب باز شوند !! موضوع: روز تحصیلی یک دانش آموز ایرانی را توصیف کنید !! یه دانش آموز ایرانی ، صبح از خواب پا میشه مثل یه غنچه بسته میشه! یه چرت 5دقیقه ای میزنه تا ته مونده خوابش بریزه بیرون بعد از شستن صورت و خوردن صبحونه ... (صبحونه که چه عرض کنم ... با مامانش گرگم به هوا بازی میکنه تا مامانه بلاخره موفق میشه یه لقمه بذاره دهنش) میگرده دنبال وسایلش .... کتابش زیر میز تلویزیونه ، خودکارش تو جورابه باباشه ، یه کتاب دیگه اش زیر پایه میز و... الی آخر ! بعد از اینکه واسه پیدا کردن وسایلش از 7خوان رستم و 5خوان افراسیاب عبور میکنه راهی مدرسه میشه در حالیکه یه هندزفری یا هدست تو گوششه و داره آهنگ گوش میده و مثل آدمای بی هدف راه میره ، میرسه به در مدرسه آهنگو قطع میکنه .. سیمارو جمع میکنه و وارد میشه ... مدیر : چرا الان میآی ؟ - دانش آموز: با تاکسی اومدم ، تصادف کرد توی راه و خورد به دختر عمه ام ( باید بگه خورد به دختر عمه ام که فردا بتونه دلیل دیرآمدگیشو رفتن به بیمارستان جهت عیادت دختر عمه اش بگه!!) مدیر: چرا ژل زدی به

تبریزی

خدایا در این روز مرا از پلیدی وکثافات هوای نفس وگناهان پاک ساز وبر حوادث خیر وشر وقضا ، قدرت صبر وتحمل عطا کن وبر تقوی وپرهیزگاری ومصاحبت نیکوکاران عالم موفق دار ، به یاری خود ای مایه شادی واطمینان خاطر مسکینان